
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:خسته و دربدر شهر غمم در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
سحر هستم نظر یادتون نره این وبلاگ رو به عشق داریوش تغییر دادم دوستتون دارم
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي است
ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشايي است
مرا در اوج ميخواهي تماشا كن، تماشا كن
دروغين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن
در اين دنيا كه حتي ابر نميگريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
شگفتا از عزيزاني كه هم آواز من بودند
به سوي اوج ويراني پل پرواز من بودند
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردن
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردن
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
براي گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمري و، نمانده عمري و صدها سخن به دل مانده
صدا، صدا كه مرهم فرياد بود زخم مرا
به پيش درد عزيز دلم خجل مانده
از دست عزيزان چه بگويم گلهاي نيست
گرهم گلهاي هست دگر حوصلهاي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه، هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـلهاي نيست
از دست عزيزان چه بگويم گلهاي نيست، گلهاي نيست
گرهم گلهاي هست دگر حوصلهاي نيست
حوصلهاي نيست، حوصلهاي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـلهاي نيست
ديريست كه از خانه خرابان جهانم
بر سقف فروريختهام چلچلهاي نيست، چلچلهاي نيست
در حسرت ديدار تو آواره ترينم
هرچند كه تا منزل تو فاصلهاي نيست، فاصلهاي نيست
روبروي تو كيم من يه اسير سرسپرده
چهره تكيدهاي كه تو غبار آينه مُرده
من براي تو چيهستم كوه تنهاي تحمل
بين ما پل عذابه من خسته پايه پل
اي كه نزديكي مثل من به من اما خيلي دوري
خوب نگام كن تا ببيني چهره درد و صبوري
كاشكي ميشد تو بدوني من براي تو چي هستم
از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام غرور سنگم اما شكستهام
كاشكي از عصاي دستم يا كه از پشت شكستهام
تو بخوني تا بدوني از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام تنها غروره عصاي دستم
از عذاب با تو بودن در سكوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم
تو سراپا بيخيالي من همه تحمل درد
تو نفهميدي چه دردي زانوي خستهام رو تا كرد
زير بار با تو بودن يه ستون نيمه جونم
اينكه اسمش زندگي نيست جون به لبهام ميرسونم
هيچي جز شعر شكستم قصه فرداي من نيست
اين ترانه زواله اين صدا صداي من نيست
ببين كه خستهام تنها غرور عصاي دستم
كاشكي ميشد تا بدوني من براي تو چي هستم
از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام غرور سنگم اما شكستهام
از عذاب با تو بودن يه ستون نيمه جونم
اينكه اسمش زندگي نيست جون به لبهام ميرسونم
تو سراپا بيخيالي من همه تحمل درد
تو نفهميدي چه دردي زانوي خستهام رو تا كرد
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 15:55
|
|