
براي تبادل لينک ابتدا لينک مارو بانام:خسته و دربدر شهر غمم در
وبلاگ ياسايتتان قراردهيد ،
سپس از طريق فرم نظرات به ما خبر دهيد تاما هم اين کار رو براي شما بکنيم.
هفته دوم مهر 1388
هفته اوّل مهر 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته چهارم خرداد 1388
هفته سوم خرداد 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته اوّل خرداد 1388
سحر هستم نظر یادتون نره این وبلاگ رو به عشق داریوش تغییر دادم دوستتون دارم
چنان دل كندم از دنيا كه شكلم شكل تنهايي است
ببين مرگ مرا در خويش كه مرگ من تماشايي است
مرا در اوج ميخواهي تماشا كن، تماشا كن
دروغين بودم از ديروز مرا امروز حاشا كن
در اين دنيا كه حتي ابر نميگريد به حال ما
همه از من گريزانند تو هم بگذر از اين تنها
فقط اسمي به جا مانده از آنچه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالي قلم خشكيده در دستم
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا با خود رها كردند
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
شگفتا از عزيزاني كه هم آواز من بودند
به سوي اوج ويراني پل پرواز من بودند
گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن چه راهي پيش رو دارم
رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردن
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
رفيقان يك به يك رفتند مرا در خود رها كردن
همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند
عکسهای اقای احمدی نژاد عزیز دلم


شخصی با چهره شبیه به دکتر احمدی نژاد!
تجلیل از مقام معلم
عالی بود نه؟
یه خداحافظی رئیس جمهوری و داریوشی
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 23:25
|
|
این دوتا رو خیلی دوست دارم به خصوص این پایینیه
اینو خیلی دوست دارم این کوچیکه


[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 17:59
|
|
تنگه غروبه خورشيد اسيره
ميترسم امشب خوابم نگيره
ميترسم امشب خوابم نگيره
سياهي شب چشمهاش رو وا كرد
ستاره من تو رو صدا كرد
ستاره من تو رو صدا كرد
باز مثل هرشب از ديده پنهون
يه مرد عاشق با چشم گريون
آواز ميخونه از پشت ديوار
كي خوابه امشب كي مونده بيدار
چرا شب ما سحر نميشه
گل ستاره پرپر نميشه
تو شهر خورشيد يه قصر نوره
راه من و تو امشب چه دوره
تنگه غروبه خورشيد اسيره
ميترسم امشب خوابم نگيره
ميترسم امشب خوابم نگيره
سياهي شب چشمهاش رو وا كرد
ستاره من تو رو صدا كرد
ستاره من تو رو صدا كرد
باز مثل هرشب از ديده پنهون
يه مرد عاشق با چشم گريون
آواز ميخونه از پشت ديوار
كي خوابه امشب كي مونده بيدار
چرا شب ما سحر نميشه
گل ستاره پرپر نميشه
تو شهر خورشيد يه قصر نوره
راه من و تو امشب چه دوره
راه من و تو امشب چه دوره
راه من و تو امشب چه دوره
راه من و تو امشب چه دوره
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 19:40
|
|
براي گفتن من شعر هم به گل مانده
نمانده عمري و، نمانده عمري و صدها سخن به دل مانده
صدا، صدا كه مرهم فرياد بود زخم مرا
به پيش درد عزيز دلم خجل مانده
از دست عزيزان چه بگويم گلهاي نيست
گرهم گلهاي هست دگر حوصلهاي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه، هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـلهاي نيست
از دست عزيزان چه بگويم گلهاي نيست، گلهاي نيست
گرهم گلهاي هست دگر حوصلهاي نيست
حوصلهاي نيست، حوصلهاي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـلهاي نيست
ديريست كه از خانه خرابان جهانم
بر سقف فروريختهام چلچلهاي نيست، چلچلهاي نيست
در حسرت ديدار تو آواره ترينم
هرچند كه تا منزل تو فاصلهاي نيست، فاصلهاي نيست
روبروي تو كيم من يه اسير سرسپرده
چهره تكيدهاي كه تو غبار آينه مُرده
من براي تو چيهستم كوه تنهاي تحمل
بين ما پل عذابه من خسته پايه پل
اي كه نزديكي مثل من به من اما خيلي دوري
خوب نگام كن تا ببيني چهره درد و صبوري
كاشكي ميشد تو بدوني من براي تو چي هستم
از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام غرور سنگم اما شكستهام
كاشكي از عصاي دستم يا كه از پشت شكستهام
تو بخوني تا بدوني از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام تنها غروره عصاي دستم
از عذاب با تو بودن در سكوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم
تو سراپا بيخيالي من همه تحمل درد
تو نفهميدي چه دردي زانوي خستهام رو تا كرد
زير بار با تو بودن يه ستون نيمه جونم
اينكه اسمش زندگي نيست جون به لبهام ميرسونم
هيچي جز شعر شكستم قصه فرداي من نيست
اين ترانه زواله اين صدا صداي من نيست
ببين كه خستهام تنها غرور عصاي دستم
كاشكي ميشد تا بدوني من براي تو چي هستم
از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام غرور سنگم اما شكستهام
از عذاب با تو بودن يه ستون نيمه جونم
اينكه اسمش زندگي نيست جون به لبهام ميرسونم
تو سراپا بيخيالي من همه تحمل درد
تو نفهميدي چه دردي زانوي خستهام رو تا كرد
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 15:55
|
|
|
دلم مثل دلت خون شقايق |
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 18:7
|
|
سلام به کسی که خیلی دوستش دارم می دونم که الان داری این متنو می خونی می خوام یه چیزی
واست ذارم که باور کنی چقدر دوستت دارم
!.!.!.!.!.! عشق!.!.!.!.!.!
«هميشه همين گونه بوده است»
هميشه اين گونه بوده است : کسي را که خيلي دوست داري زود از
دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام
حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت
را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا بال ميگيرد
و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود
مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي
. هميشه اين گونه بوده است : کسي که از ديدنش
سير نشده اي زود از دنياي
تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي از او
در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز
روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز
ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي
هميشه اين گونه بوده است :
وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ،
وقتي هنوز پيراهن خوشبختي
را کا ملا بر تن نکرده اي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي
را تا آخر با او نخوانده اي نا با ورانه او را در کنارت
نمي بيني ، فکر مي کردي دست در دست او
خنده کنان به آن سوي نرده هاي
آسمان خواهي
رفت تا دامنت را از بوسه و نور پرکند . هميشه اين گونه بوده است :
او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که
نام روزها را فراموش ميکني ، از عقربه هاي ساعت
ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت
نمي آيد راستي اگر هنوز او نرفته ؛ اگر هنوز باد همه شمعهايت
را خاموش نکرده ؛ اگر هنوز مي تواني برايش يک گل بفرستي و
غزلي از حافظ بخواني پس قدر تک تک نفسهايش را بدان ...
خوش باشيد يا حق
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 21:14
|
|
سلام یه خواهشی داشتم لطفا فقط به احمدی نژاد رای بدید



اگه توهین بشه خودتون می دونید
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 22:39
|
|

[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 18:41
|
|
سلام بهزاد جان حتما واسم یکی از
عکساتو بفرست
یادت نرها بهزاد یه عکس با کیفیت
بالا
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 21:32
|
|
سلام نمی دونم چه جوری بگم اما می خوام به خودم وبه شما و به "داریوش" تبریک بگم همیشه پیش خودم می گفتم من کسی نیستم که بخوام واسه " داریوش " وبلاگ بسازم اما یکی خیلی کمکم کرد تا بتونم باور کنم که "داریوش" واسه ما ادمهای حقیرو کوچیک هم هست اخه به هر کی می گم "داریوش" و دوست دارم می گه ترو چه به "داریوش" اما یکی بهم اینجوری نگفت "محمود" دوست خوبه من که خیلی دوستش دارم و بنده خدا انقدر سرش شلوغه که نمی تونه زیاد صحبت کنه اما با همون صحبتهای کوتاهش منو صد برابر به "داریوش" نزدیک کرده و من از این موضوع خیلی خوشحالم
من این وبلاگو سالهاست که ساختم اما امروز در تاریخ ۱/۳/۸۸ وبلاگ "داریوش" رو به همه و
به خصوص به خودم تبریک می گم همین امیدوارم بتونم جوری که شما دوست دارید این وبلاگو بسازم
نمی دونم از چی شروع کنم از عکسهای قشنگه "داریوش" یا از شعرهای دیوونه کننده اش نمی دونم از
چی شروع کنم
من کتاب آهنگهای قشنگ "داریوش" دارم که سعی می کنم تک تک تمام آهنگهاشو واسه شما اینجا
بذارم
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو
اهل طاعوني اين قبيله مشرقيام
تويي اين مسافر شيشهاي شهر فرنگ
پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو
تو به فكر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فكر يه اتاق اندازه تو واسه خواب
تن من خاك منه ساقه گندم تن تو
تن ما تشنهترين تشنه يك قطرهي آب
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا
تن تو مثل تبر تن من ريشه سخت
طپش عكس يه قلب مونده اما رو درخت
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو
نبايد مرثيهگو باشم واسه خاك تنم
تو آخه مسافري خون رگ اينجا منم
تن من دوست نداره زخمي دست تو بشه
حالا با هركي كه هست هركي كه نيست داد ميزنم
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال من
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال من
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال من
يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال من
[+]
نوشته شده توسط سحر عاشق داریوش در 20:40
|
|