خسته و دربدر شهر غمم
شبم از هرچي شبه سياهتره
براي گفتن من شعر هم به گل مانده نمانده عمري و، نمانده عمري و صدها سخن به دل مانده صدا، صدا كه مرهم فرياد بود زخم مرا به پيش درد عزيز دلم خجل مانده از دست عزيزان چه بگويم گلهاي نيست گرهم گلهاي هست دگر حوصلهاي نيست سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم هر لحظه، هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـلهاي نيست گرهم گلهاي هست دگر حوصلهاي نيست حوصلهاي نيست، حوصلهاي نيست هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـلهاي نيست بر سقف فروريختهام چلچلهاي نيست، چلچلهاي نيست هرچند كه تا منزل تو فاصلهاي نيست، فاصلهاي نيست چهره تكيدهاي كه تو غبار آينه مُرده من براي تو چيهستم كوه تنهاي تحمل بين ما پل عذابه من خسته پايه پل خوب نگام كن تا ببيني چهره درد و صبوري كاشكي ميشد تو بدوني من براي تو چي هستم از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خستهام ببين كه خستهام غرور سنگم اما شكستهام كاشكي از عصاي دستم يا كه از پشت شكستهام تو بخوني تا بدوني از خودم بيش از تو خستهام ببين كه خستهام تنها غروره عصاي دستم نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم تو سراپا بيخيالي من همه تحمل درد تو نفهميدي چه دردي زانوي خستهام رو تا كرد اينكه اسمش زندگي نيست جون به لبهام ميرسونم هيچي جز شعر شكستم قصه فرداي من نيست اين ترانه زواله اين صدا صداي من نيست ببين كه خستهام تنها غرور عصاي دستم از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خستهام ببين كه خستهام غرور سنگم اما شكستهام اينكه اسمش زندگي نيست جون به لبهام ميرسونم تو سراپا بيخيالي من همه تحمل درد تو نفهميدي چه دردي زانوي خستهام رو تا كرد دلم مثل دلت خون شقايق سلام به کسی که خیلی دوستش دارم می دونم که الان داری این متنو می خونی می خوام یه چیزی واست ذارم که باور کنی چقدر دوستت دارم !.!.!.!.!.! عشق!.!.!.!.!.! در خيابان نيست فکر مي کردي ميتواني با او به همه باغها سر بزني ، هنوز سلام یه خواهشی داشتم لطفا فقط به احمدی نژاد رای بدید اگه توهین بشه خودتون می دونید سلام بهزاد جان حتما واسم یکی از عکساتو بفرست یادت نرها بهزاد یه عکس با کیفیت بالا من این وبلاگو سالهاست که ساختم اما امروز در تاریخ ۱/۳/۸۸ وبلاگ "داریوش" رو به همه و به خصوص به خودم تبریک می گم همین امیدوارم بتونم جوری که شما دوست دارید این وبلاگو بسازم نمی دونم از چی شروع کنم از عکسهای قشنگه "داریوش" یا از شعرهای دیوونه کننده اش نمی دونم از چی شروع کنم من کتاب آهنگهای قشنگ "داریوش" دارم که سعی می کنم تک تک تمام آهنگهاشو واسه شما اینجا بذارم بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو تويي اين مسافر شيشهاي شهر فرنگ پوستم از جنس شبه پوست تو از مخمل سرخ رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو من به فكر يه اتاق اندازه تو واسه خواب تن من خاك منه ساقه گندم تن تو تن ما تشنهترين تشنه يك قطرهي آب يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا تن تو مثل تبر تن من ريشه سخت طپش عكس يه قلب مونده اما رو درخت يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال تو تو آخه مسافري خون رگ اينجا منم تن من دوست نداره زخمي دست تو بشه حالا با هركي كه هست هركي كه نيست داد ميزنم يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال من يه وجب خاك مال من هرچي ميكارم مال من
از دست عزيزان چه بگويم گلهاي نيست، گلهاي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
ديريست كه از خانه خرابان جهانم
در حسرت ديدار تو آواره ترينم
روبروي تو كيم من يه اسير سرسپرده
اي كه نزديكي مثل من به من اما خيلي دوري
از عذاب با تو بودن در سكوت خود خرابم
زير بار با تو بودن يه ستون نيمه جونم
كاشكي ميشد تا بدوني من براي تو چي هستم
از عذاب با تو بودن يه ستون نيمه جونم
چشمهام درياي بارون شقايق
مثل مردن ميمونه دل بريدن
ولي دل بستن آسونه شقايق
شقايق درد من يكي دوتا نيست
آخه درد من از بيگانهها نيست
كسي خشكيده خون من رو دستهاش
كه حتي يك نفس از من جدا نيست
شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق
شقايق اينجا من خيلي غريبم
آخه اينجا كسي عاشق نميشه
عزاي عشق غصهاش جنس كوهه
دل ويرون من از جنس شيشه
شقايق آخرين عاشق تو بودي
تو مردي و پس از تو عاشقي مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت
ته گلخونههاي بيكسي برد
شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق
دويديم دويديم و دويـــديم
به شبهاي پُر از قصه رسيديم
گره زد سرنوشتهامون رو تقديـــر
ولي ما عاقبت از هم بريديـــم
شقايق جاي تو دشت خدا بود
نه تو گلدون نه توي قصهها بود
حالا از تو فقط اين مونده باقي
كه سالار تموم عاشقهايي
شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق
شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق
شقايق واي شقـــايق
گـل هميشه عاشـــق
«هميشه همين گونه بوده است»
هميشه اين گونه بوده است : کسي را که خيلي دوست داري زود از
دست مي دهي پيش از آنکه خوب نگاهش کني. پيش از آنکه تمام
حرفهايت را به او بگويي ، پيش از آنکه همه لبخندهايت
را به او نشان بدهي مثل پروانه اي زيبا بال ميگيرد
و دور مي شود ، فکر مي کردي ميتواني تا آخرين روزي که زمين به دور خود
مي چرخد و خورشيد از پشت کو ه ها سرک مي کشد در کنارش باشي
. هميشه اين گونه بوده است : کسي که از ديدنش
سير نشده اي زود از دنياي
تو ميرود ، وقتي به خودت مي آيي که حتي ردي از او
روزهاي زيادي بايد با او به تماشاي موجها مي رفتي ، هنوز
ساعتهاي صميمانه اي بايد با او اشک مي ريختي
هميشه اين گونه بوده است :
وقتي از هر روزي بيشتر به او نياز داري ،
وقتي هنوز پيراهن خوشبختي
را کا ملا بر تن نکرده اي ، وقتي هنوز ترانه هاي عاشقي
را تا آخر با او نخوانده اي نا با ورانه او را در کنارت
نمي بيني ، فکر مي کردي دست در دست او
خنده کنان به آن سوي نرده هاي
آسمان خواهي
رفت تا دامنت را از بوسه و نور پرکند . هميشه اين گونه بوده است :
او که ميرود ، او که براي هميشه مي رود آنقدر تنها مي شوي که
نام روزها را فراموش ميکني ، از عقربه هاي ساعت
ميگريزي و هيچ فرشته اي به خوابت
نمي آيد راستي اگر هنوز او نرفته ؛ اگر هنوز باد همه شمعهايت
را خاموش نکرده ؛ اگر هنوز مي تواني برايش يک گل بفرستي و
غزلي از حافظ بخواني پس قدر تک تک نفسهايش را بدان ...
خوش باشيد يا حق





اهل طاعوني اين قبيله مشرقيام
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
تو به فكر جنگل آهن و آسمون خراش
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال تو
نبايد مرثيهگو باشم واسه خاك تنم
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال من
بوي گندم مال من هرچي كه دارم مال من



